چقدر زود دیر میشود....

من نمیدونم چرا ما آدمها انقد دست دست میکنیم واسه گفتن یک جمله واسه یک نگاه واسه یک نوازش....آقا با خودتم تعارف داری مگه؟!

چرا همش بهانه میاریم واسه خودمون؟!

قراره با گذشت زمان چی تغییر کنه؟! من میگم....اگه الان دو ساله که میبینیش و باهاش هر لحظه رویا پردازی میکنی، اگه تا اسمش میاد ضربان قلبت تند میشه و ناخودآگاه لبخند رو لبات میشینه،اگه خیلی وقته که میخای بهش بگی میخام بشی همراه و همسفر تمام لحظاتم و هربار به یک بهانه گفتن این غوغای درونی ات را به تعویق میاندازی.....الان دارم میگم که داری به خودت ظلم میکنی، اصلا کسی که انقد جسارت نداره تا حرف دلش رو بزنه میتونه قابل اعتماد باشه برای همراه شدن؟!

دیونه هستیم چون یکی از همین روزا باید منتظر باشیم تا خبر همراه شدنش با یکی دیگه رو بشنوی و اون موقع است که دنیات نابود میشه، اون موقع اگه تا آخر عمرت هم خودت رو سرزنش کنی و بدترین فحش ها رو به خودت بدی لحظهایی رو که خودت از دست دادی برنمیگرده......پس وسط شلوغترین شیفت کاری همون موقع که سرش شلوغه برو جلو و از این آینده ی بی او جلوگیری کن و بگو.....من میخوامت با تمام وجودم، همسفر میخاهم، حاضری دستانت را به من بسپاری و سوار کشتی کوچکم شوی تا دنیا را بگردیم؟!

ما آدمها حواسمون به خیلی چیزا نیست، به گند زدنامون با به تعویق انداختن یک جملمون، یک هدیه کوچیکمون، یک نگاه، یک لبخند.....دریغ میکنیم نگاه و لبخند و بوسهایمان را.....و چه ظلمی میکنیم با آینده ی خودمون

خودم رو دارم میگم ها.....اینجانب با این بهانه تراشی ها خیلی گند زدم به خودم و عشقی که میتونستم نثار کنم به کسی که لایق اش هست و ملکه ی دنیایی باشم که سخت در انتظارم بوده است اما دیر کردم، قطارم را سوخت گیری نمیکردم تا برود تا ابدیت عاشقی....

بیایم تا غرور مسخره ایی که داریم، اون بزرگ بینی که داریم، همون حس خاصی که فقط تو دلمون هست و هیچ کس به جز خودمون خبر نداره رو کنار بزاریم و با صدااااای بلند فریاد بزنیم....فریاد بزنیم : عشقمون رو....اعتراضمون رو....دلتنگیمون رو.....حال خرابی که داریم رو

بیاین قبل از اینکه دیر بشه فرصتها رو نسوزونیم و حق خودمون رو از عشق، زندگی، محبت، زیبایی بگیریم😤😤😤

/ 0 نظر / 24 بازدید