غافلگیری😍

چقدررررر امروز خوشحالم که توانایی «نه گفتن» رو ندارم، چقدررررر خوشحالم که اجازه دادم زمین و زمان منو با یک اتفاق خوب غیرمنتظره غافلگیر کنن😄

امروز فهمیدم بد نیست گاهی توی رودربایسی با کسی بمانی و در اوج بی حوصلگی که داری جواب رد به سینه اش نزنی، امروز فهمیدم که ما آدمها اگر گاهی به پیشنهاد های کوچک اطرافیانمان شاید جواب رد نمیدادیم چقدرررر زندگی زیباتر و جالبتر و دل ها چقدر بهم نزدیک تر بود......امروز فهمیدم که آدمهایی هستن که تورو فقط واسه خودت میخان و برای غافلگیر کردنت ناامید نمیشن و مصمم هستن

دوست عزیزم، بهاره دوست داشتنی خیییییلی خوشحالم که سرنوشت تورو در زندگی ام گذاشت تا با وجودت اینگونه به خودم ببالم به بودنم👑

به قول خودت امروز منو بلاخره گیر آوردی و منو از غربی ترین قسمت تهران به شرقی ترین قسمت تهران کشاندی تا اتفاق قشنگی را برایم به ارمغان بیاوری.....

چقدررررر برام باارزشه که ۲۰ روز منتظر این اتفاق بودی تا منو غافلگیر کنی، اینکه سالروز تولدم رو با زحمت از مدارک بانکی متوجه بشی و هربار برای دیدن من و جشن گرفتن برایم اصرار کنی و من ندانم که تو چه برنامه ایی برایم داشتی......مرسی که هستی💗

و من با دیدن کیک تولد و کادوها چقدرررر ذوق مرگ شدم🎊🎉🎈🎂🎁

شادی من اونقد زیاد بود که راننده اسنپ هم سهم خودش را از این اتفاق گرفت....ذوق من از تعریف این ماجرا برای مادرم سهم او بود از این شادی و اناری که در پایان سفر به او دادم😃😃😃

چقدرررر زیبا نواخت آن پیرمرد نوازنده در کوچه و همنوا شد با احساس من.....گویی امروز روز من بود و من میتوانستم با یک جواب «نه نمیتوانم بیایم و یا دروغی که ببافم» امروز را برای خودم تکراری سازم

🎈🎈🎈🎂🎂🎂🎁🎁🎁🎁

/ 0 نظر / 17 بازدید