زیبایی

سلام دوستان😇

فککنم نشستن رو چمنای خیس و ویزیت کردن کلی بچه گاستروآنتریت ( گلاب به روتون اسهال استفراغ😐) باعث شد که منم بلاخره مریض بشم......صب حالم خیلی خراب بود طوری که همکارم بهم اجازه نداد از بیمارستان خارج بشم.... خوابیدیم تا همین نیم ساعت پیش...

هر کی منو میدید میفهمید حالم خوب نیست اما من خوب بودم فقط یکم دل درد داشتم و سرگیجه....جاتون خالی چای و شیرینی خوردم وسط این فضای سبز قشنگ پشت بیمارستان....

دارم میبینم چقد زیبایی ها زیادن، کفشدوزک های خوشگل و گوگولی...گل آفتابگردون و کلی مگس هایی که تازه از متولد شدن و با شیطنت و بی محابا و از کنجکاوی همه جا سرک میکشن.....خیلی باحالن، دقیق که شدم دیدم سه تا مگس در سه سایز مختلف روی روپوشم نشستن....اونی که بزرگتر بود داشت به کوچولوهه یاد میداد چکار باید بکنه.....حالم خیلی خوبه، حس های جدیدم رو دوس دارم....راستی این سجاقکایی که رو برکه ها پرواز میکنن رو تاحالا از نزدیک دیدین؟!

من خییییلی دوس داشتم ببینم تا اینکه چند شب پیش یکیشون که از سرما تلف شده بود دیدم و عکسش انداختم....بال هاش انقدر ظریف و زیبا بودن که چند دقیقه ایی محو تماشاش بودم....وااااای یک حشره جالبم دیدم، من فک نمیکردم حشره باشه بعد دیدم نه حشره است....آخه این چه ریختی که این داره؟!😂

زیبایی ها خیییییلی زیادن فقط چشایی که اونا رو ببینن کم شدن.....

خوشحالم هنوز میتونم زیبایی ها رو ببینم و لذت ببرم🌹

/ 0 نظر / 26 بازدید